تبليغاتX
هم اندیشی خانواده
هم اندیشی خانواده
قالب وبلاگ

با سلام خدمت همه خوانندگان عزیز؛

پست های جدید این وبلاگ را به اسم هم اندیشی خانواده در وبلاگ گروهی خانواده(آرامش کجاست؟) به آدرس

http://aramesh.mihanblog.com

می توانید مشاهده کنید
خواهشمندم نظراتتون را در وبلاگ خانواده(آرامش کجاست؟) مطرح کنید تا پاسخ داده شود
دیگر در این وبلاگ پاسخگوی نظرات دوستان نخواهم بود.

با آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان

[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 22:58 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]

به نظر مي رسد رفتار ما تحت تاثير رفتار گذشته ي ماست؛ يعني «والدگري» را آموزش نمي بينيم و در مدارس آن را به ما ياد نمي دهند. بنابراين، وقتي شما به بچه مي رسيد، مجبور مي شويد رفتاري را انجام دهيد كه والدين شما با خودتان انجام داده اند.

والديني مي توانند پاسخ ده باشند كه نياز بچه را بشناسند؛ يعني بدانند كه بچه در اين سن چه چيزي را لازم دارد و آن را برآورده كنند. اگر شما نيازي را نمي شناسيد، چه انتظاري مي توانيد داشته باشيد؟ فرزند شما چه طور بايد خواسته شما را اجابت كند؟ به عنوان مثال، بچه ي يك ساله را هر چه قدر شما بغل كنيد، او لازم دارد؟ اين كه مي گويند: نه ، بچه بغلي مي شود، كاملا غلط است؛ اما اگر همين بچه در سال اول عمرش به اندازه كافي بغل گرفته شود، سال دوم خودش پايين مي آيد. وقتي هم كه دارد راه مي افتد، اگر دقت كرده باشيد بچه ها يي كه تازه دارند راه مي روند، وقتي دستشان را مي گيريد، ناراحت مي شوند! چون كودك در اين مقطع نيازش اين است كه استقلال داشته باشد تا خودش راه رفتن را ياد بگيرد.

بچه ها يك نيازي دارند براي اين كه جنسيت خود را بشناسند كه به آن «هويت جنسي» مي گويند. والديني كه پاسخ ده هستند، وقتي حضور دارند، بچه ي آن ها گرفتار عشق هاي دوره ي نوجواني نمي شود.تحقيقات هم اين را نشان داده است؛ بنابراين پاسخ اين سوال كه چرا فرزند ما تاثير پذيري لازم را از ما ندارد، اين است كه آن جا پاسخ لازم را نداده ايم! پس پاسخ ده بودن پدر و مادر به اين بستگي داردكه شما چه مقدار به نيازهاي كودكتان واقف هستيد و چه مقدار سيستم رواني او را مي شناسيد؟

اما يك مدل ديگري وجود دارد به نام «سهل گيري» به عنوان مثال شما پاسخ دهي داريد، اما كنترل يا شناخت نداريد كه چه كار بايد بكنيد؛ و چون بلد نيستيد،فرزند هر چه خواسته دارد، ارضا مي كنيد واين خوب نيست. در هر مرحله اي از تحول يك نيازي بر سيستم رواني غالب مي شود. الان بچه به كنترل شما نياز دارد؛ پس بايد او را كنتل كنيد. در هفت سال دوم بچه ها تكليف پذير مي شوند. اگر شما به آن ها تكليف ندهيد ، اصلا مريض مي شوند. نياز بچه در اين دوره اين است كه به او تكليف بدهيد. بنابراين وقتي مي گوييم: پاسخ دهي، يعني اين كه شما بايد نياز او را بشناسيد، مقدار ارضاي نياز او را هم بايد بدانيد؛ چون اگر ارضاي نياز او كم و زياد شود به او ضرر زده ايد. در واقع خود بچه شما را راهنمايي مي كند.شما بايد در اين موضوع اطلاعات كافي داشته باشيد. ضمنا حضور و هشياري هم مي خواهد.

 

منبع: خانواده پويا،ج۱۰


برچسب‌ها: والدين پاسخگو, والدگري, سهل گيري, والدين وظيفه شناس, هويت جنسي
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 15:48 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]

زماني كه فرهنگ غربي، خانواده را به نوعي زير سوال برد، به نظر مي رسد آن را مضمحل كرد و بعد از مدتي فهميد كه كانون بسياري از مسائل و معضلات اجتماعي فقدان خانواده است؛ بنابراين يكي، دو دهه است كه به شدت اين موضوعات مطرح شده و غربي ها علاقه مند شده اند بدانند كه يك پدر و يك مادر حتي در نقش متفاوت خود چه وظايفي دارند.

بحث هايي كه جديدا مطرح مي شود با بعضي از يافته هاي علمي كه قبلا داشته اند خيلي تناقض دارد؛ حتي جريانات فمينيستي را هم كه خيلي طرفدار آن بودند و مي گفتند: زن ها بايد پا به پاي مردان كار كنند، بعدا در تحقيقاتشان به اين نتيجه رسيده اند كه نقش زن ومرد متفاوت است و ديدند كه خيلي اشتباه كرده اند كه زن را به كارهايي كشاندند كه وظيفه ي مردان است و به نوعي با شخصيت مردها سازگارتر است. از جمله بحث هايي كه مطرح شده بحث «والدگري» است كه پدر ومادر در زندگي چه نقشي دارند و چگونه بايد با فرزندانشان ارتباط برقرار كنند.

انسان تنها موجودي است كه دوران كودكيش خيلي طولاني است. اين طولاني بودن دوران كودكي بي منطق نيست. وقتي كه چهارده_پانزده سال حتي هجده سال يك نفر در اختيار شماست و مسئوليت هاي اجتماعي هم از او ساقط است. بديهي است كه در اين فضا تعاملي كه ميان شما و او وجود دارد، قطعا تاثير گذار است. وقتي ظاهر و باطن رفتار پدر و مادر با همديگر نا همگون باشد، دقيقا شخصيت بچه را هم دو لايه مي كند. روان شناسان اسم آن دولايگي و نفاقي كه ايجاد مي كند را «شخصيت از هم پاشيده» مي گذارند كه در ادامه به «اسكيزوفرينيا» تبديل مي شود.

اگر مي خواهيد رفتار والديني خودتان را ارزيابي كنيد، دو محور را بايد در نظر گرفته شود:

1) آيا پدر و مادرنسبت به نيازهاي بچه ي خود حساسند يا نه؟ يعني يك پدر و مادر چه قدر نسبت به رفتارهاي بچه حساس يا پاسخ گو هستند. وقتي يك اتفاقي مي افتد، آيا مادر مي گويد: ولش كن و از آن رد مي شود، يا نه، به سراغ آن رفتار مي رود و آن رفتار را در حوزه ي كاري خودش مي كشد و با آن شروع به كار كردن مي كند؟ انسان ها به دو دسته تقسيم مي شوند: كساني كه پاسخ دهي بالايي دارند و كساني كه پاسخ دهي پاييني دارند. پاسخ دهي، مساوي با حساس بودن است كه چه قدر فرد در برابر رفتارها حساس است.

 2) محور ديگر اين است كه پدر و مادر چه قدر از بچه هايشان توقع دارند؟ توقع باعث مي شود كه رفتار كنترل كردن در آنه به وجود بيايد؛ يعني هر قدر توقع پدر و مادر بالاتر باشد، بچه ها يشان را بيشتر كنترل مي كنند و در رفتارهايشان بيشتر دخالت مي كنند و هر مقدار كه توقع پدر و مادر، پايين تر باشد، كمتر مداخله مي كنند. بنابراين پدر و مادران، يا توقع بالا و يا توقع پاييني دارند؛ و به عبارت ديگر يا پاسخ دهي بالا داريم، يا پاسخ دهي پايين؛ وقتي اين ها را كنار هم بگذاريم، چهار تيپ شخصيتي در مورد والدين به وجود مي آيد:

1- والديني كه سخت گيرند؛

2- والديني كه سهل گيرند؛

3- والديني كه اغماض كننده و بي تفاوتند؛

4-والديني كه مقتدرند.

شما كدام يك از اين چهار سبك فرزند پروري را انتخاب مي كنيد؟

 

منبع:خانواده پویا،ج۱۰


برچسب‌ها: والدگري, اختلالات رفتاري كودكان, والدين, فرزند پروري
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:40 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]

 
برخي عقيده دارند كه عفاف بايد دروني باشد و دل انسان بايد پاك باشد و اگر زن ومرد يكديگر را به چشم برادر و خواهر ببينند نيازي به سخت گيري نيست!

 
اما اين رابطه ي چشم ودل يك امر منطقي است. ميان ديده و دل يك ارتباطي است و ارتباطش از يك سو به آن سو است؛وقتي انسان چيزي را ديد تحت تاثير قرار مي گيرد. اين كه مي گويند:حجاب به دل است ، يك مغالطه است و هيچ منطقي پشت آن نيست.وقتي حالت دروني ما نمود بيروني نداشته باشد، اين در واقع گرفتن عفاف به شكل مرموزانه و مزورانه است. يك خانم نمي تواند بگويد:من عفاف دارم؛ اما در برخورد و ارتباط با نامحرم هيچ گونه حريمي را رعايت نكند.برخي از خانواده هاي ما تحت تاثير برخي از نگاه هاي روشنفكرانه، فكر مي كنند نشانه ي روشنفكري اين است كه حريم هاي خصوصي بازتر و آزادتر شود.

خانم شيلت مي گويد: مصيبت دختران آمريكايي از آن زماني آغاز شد كه پدران و مادران آنها، دختران را رها كردند و فكر كردند كه بايد آنها را آزاد بگذارند.

اما سوالي كه مطرح است اينست كه عفاف چيست؟ آيا كسي كه حجاب ندارد ، عفاف ميتواند داشته باشد؟ آيا رابطه اي بين عفاف و داشتن دوست دختر و يا دوست پسر است؟ و در نهايت عفاف چه تاثيري بر نهاد خانواده مي گذارد؟

به نظرمي آيد كه در جامعه ما، بيشتر از مسئله عفاف، به مسئله چادر زدن خانمها پافشاري مي شود. چرا ذهنيتها در مورد حجاب به چادر زدن خانمهاست تا عفاف آنها!؟

برچسب‌ها: عفاف, حجاب, چادر, نهادخانواده
ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 20:10 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]

در عصر تكنولوژي و ارتباطات،ما سه نوع حمله و انفجار در دنيا داريم؛ نوع اول انفجار جمعيت است كه با تنوع در افكار، آداب و سنن مشكل ايجاد مي كند. در شهر نشيني بحث فعل و انفعال و بحث جابه جا شدن منزل زياد است. اين جابجايي ، ار تباطات فرهنگي را تزريق مي كند.اين ارتباطات فرهنگي اگر متناسب با اصول نباشد به يك معضل تبديل مي شود.

نوع دوم و سوم انفجار اطلاعات و ارتباطات است؛ انفجار اطلاعات، فرهنگ مهاجم را تبليغ مي كند.تبليغ فرهنگ ها موجب مي شود كه ما به خاطر شخصيت منفعل خود تابع الگوهاي زماني شويم، نه تابع الگو و سيره اي كه خداوند و پيامبرعظيم الشان(ص) آن را الگو قرار داده است.

امروز بي بي سي مجموعه اي از اصطلاحات،مفاهيم و واژه هايي را در سطح دنيا به خصوص در كشورهاي اسلامي نشر مي دهد كه ما را مشغول مي كند تا وظايف اصلي خود را در نگهداشت عقايد و سلامت شخصيت خود فراموش كنيم.يكي از ويژگي هاي شخصيت سالم احساس در محضر خدا بودن است؛ اما بحث از واژه هاي وارداتي باعث مي شود كه نگهداشت هاي ديني در جامعه با آسيب روبه رو شود.

بنابراين، اگر ما بدنبال موفقيت هستيم، اول بايد شناخت صحيحي از دين پيدا كنيم. وقتي دين را خوب شناختيم، اميد بدست مي آوريم؛ چرا كه اطمينان داريم راهي كه مي رويم، راه صحيحي است و در اين ميان به محضر خداوند، رحمت و بخشش خداوند، دستگيري و امدادهاي غيبي او اميد پيدا مي كنيم.خانواده اي كه به آرامش دست مي يابد، از نظر عاطفي درگير نيست و چون درگير نيست، در آن همدلي و همراهي برقرار است و چون همدلي و همراهي هست، فرزندان خانواده سراغ آسيب هاي اجتماعي نمي روند.همسر با كسي درد دل نمي كند و تحت تاثير شايعات قرار نمي گيرد و در سايه ي اين همدلي به سوي توفيقات ديگر راه پيدا مي كند.


برچسب‌ها: عصر تكنولوژي و ارتباطات, انفجار جمعيت, انفجار اطلاعات و ارتباطات
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 12:0 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]

به سوال هاي كودكان دبستاني در رابطه با ازدواج چگونه بايد پاسخ داد؟
پاسخي مي دهيد كه فرزند با همان فهم محدودي كه دارد، قانع شود و در عين حال، پاسخ غلطي هم نباشد، ولي نسبت به پاسخ او بايد فعالانه برخورد كنيد. نبايد بگوييد بچه برو پي كارت، از اين حرف ها نزن...

 
اينطور برخورد كردن با بچه سوال را براي او حساس تر خواهد كرد و او را بيش از آن چه هست كنجكاو مي كند. در بعضی از موارد کودکان سوال‌هایی می‌پرسند که پدر و مادر فکر می‌کنند مناسب سن‌شان نیست و نمی‌دانند چگونه باید به این پرسش‌ها جواب دهند. در اینگونه مواقع نباید به هیچ عنوان به کودک دروغ گفته شود.
البته به اندازه ظرفيت و گنجايش بچه ها با سوال بايد فعالانه برخورد كرد نه منفعلانه، بچه بايد به اندازه حدود ذهني اش قانع شود. بنابراين هيچ نياز نيست كه روابط جنسي بين زن و شوهر را براي بچه ترسيم كرد.

 اگر پدر و مادر نمی‌دانند که چه جوابی بدهند، باید جواب را به تعویق بیندازند و مثلا بگویند «هر وقت بزرگ‌تر شدی من برایت توضیح می‌دهم»، « وقتی به مدرسه رفتی من جواب تو را خواهم داد.» ولی برای بزرگ‌تر شدن باید یک زمان مشخص را برای کودک اعلام و‌تعیین شود.در واقع به تعویق انداختن و فرصت گرفتن بهترین کاری است که والدین می‌توانند انجام دهند. نباید اطلاعات اشتباه به کودک داده شود. با دروغ گفتن نه تنها کنجکاوی کودک تامین نمی‌شود بلکه اگر چیزی به کودک گفته شود و او متوجه دروغ والدین شود، کنجکاویش بیشتر هم خواهد شد.


صرف کنجکاوی کودک نباید پدر و مادر را دچار این خطا کند که کودک‌شان انحرافی دارد.

چنانچه فضا را براي ارتباط با فرزندانمان در اين مسائل ايجاد نكنيم مطمئن باشيد اين ارتباط با جاهاي ديگر برقرار خواهد شد، چنانچه بچه قدرت پيدا كند از زير نفوذ شما به نوعي خارج شود، اولين خروج او مساوي با پيگيري همين مسائل است. امام اميرالمومنين علي(ع) به امام حسن(ع) فرمود: حق را اول به تو دادم كه ناحق ديگر در تو راه پيدا نكند.سعي كنيد آنچه را كه مصلحت فرزندان مي دانيد به آنها بگوييد و آن ها را قانع كنيد و سن او را در ارائه جوابها لحاظ كنيد.

بچه اي كه سوالي را مطرح مي كند پدر و مادر بايد به صدق پاسخ دهند، اما در پوششي از پرده حيا، اين را رعايت كنند. اگر اين را رعايت كنند فرزندانشان از آن پاسخ هم اشباع مي شود، يعني ديگر تشنگي احساس نمي كند،مگر اين كه سوال از خودش نباشد، آن وقت بايد انسان سوال او را كشف كند و به سوال او پاسخ دهد. هنگامي هم كه پاسخ هاي روشن مفصل مي خواهد حالا اگر پدر و مادر نخواهند پاسخ دهند به خاله اش مي گويند اين را به دخترم جواب دهد، به خواهر بزرگش مي گويند اين را به دخترم جواب بده، يا برادر بزرگتري كه ازدواج كرده به برادر كوچكتري كه در آستانه ازدواج است جواب بده يا دايي جواب بدهد، يك كسي كه بتواند بازتر مطرح كند و در عين حال پرده حيا ميان پدر ومادر كه هميشه با هم هستند، فرو نيفتد.


برچسب‌ها: سوالات جنسي, كودكان, ظرفيت, گنجايش, دروغ, كنجكاوي
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 14:19 ] [ عقیل مصطفوی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ بهانه ایست جهت بیان دغدغه های خانواده بارویکرد روانشناسی دینی
موضوعات وب